اطلاعیه
ضمن عرض تسلیت ایام سوگواری سالار شهیدان به اطلاع میرساند کلیه کلاس های روز پنج شنبه دوم آذر ماه سال ۹۱ تشکیل نمی گردد. کلاس های جبرانی متعاقبا اعلام خواهد شد.
سر افراز و پیروز باشید.
ضمن عرض تسلیت ایام سوگواری سالار شهیدان به اطلاع میرساند کلیه کلاس های روز پنج شنبه دوم آذر ماه سال ۹۱ تشکیل نمی گردد. کلاس های جبرانی متعاقبا اعلام خواهد شد.
سر افراز و پیروز باشید.
حوا، بهشت، پرده ی اول: درخت سیب
آدم نشسته در وسط صحنه، بی شکیب
پروانه ای شبیه غزل از نگاه او
پر می کشد به سمت گلی عاشق و نجیب
نام تو چیست ای گل صد جلوه ی قشنگ؟
نام تو چیست ای غزل بکر و دلفریب؟
من می شوم قسم به خدا عاشق شما
در صحنه های بعدی این قصه عنقریب
***
حوا، بهشت، پرده ی دوم: صدای باد
شیطان پرید در وسط صحنه، نانجیب
شیطان؟! ولی اجازه ی بازی ندارد او
آدم به خشم بر سر آن فتنه زد نهیب
لبخند عشق بر لب حوا جوانه زد:
نام تو چیست؟ دلشده ی عاشق و غریب
من آدمم که سیب تو را چیدم از بهشت
حاشا نمیکنم که شدم عاشقت عجیب
عاشق شدن چه کار قشنگی است، خوب من
خال لب تو کرده مرا شاعر و ادیب
حوا کشید روی دلش عکس سیب سرخ
آدم نوشت نام خودش را به روی سیب
پایان قصه آدم و حوا یکی شدند
باغ بهشت، پرده آخر: درخت سیب
"رضا اسماعیلی"
خون شد جگر انار وقتی که شنید
از شاخه ی او چوب فلک می سازند!
***
یک دو سه چار...را شمردم تک تک
آهسته به دنبال تو رفتم با شک
وقتی که بزرگتر شدم فهمیدم:
تمرین جدایی است قایم باشک!
***
انشام دوباره بیست بابای گلم!
موضوع:( کسی که نیست)- بابای گلم-
دیشب زن همسایه به من گفت :یتیم
معنای یتیم چیست بابای گلم؟!
***
من زنده ...نه ، سال هاست توی کفنم
یـــعقوب خـــدا کـــور شـــد از پیرهنم
اینگـــونه بــه دســت خالـِیَـم زل نزنید
مــن صــاحب دردِ هفــت میلیـــارد تنم
***
ای ثــــــــــانیه ها مرا تب آلود کنید
سرتاسر خانـــه را پــــر از عود کنید
چشمان حسود کور، عاشق شده ام
اسـفند بــرای دل مـــن دود کــنید
***
از لال تریــن ِ لال هــــــا لال تـرم
از هر چه اسیر بی پر و بـــال ترم
هر لحظه بدون او هزاران سال است
ای نوح من از تو هم کهن سال ترم
***
تلخ است که لبریز حقایق شده است
زرد است که با درد موافق شده است
عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی
پاییز بهاری ست که عاشق شده است
صورتش را سیاه کرده خفن
خط ریشش رسیده تا گردن
ته صدایش گرفته و خشن است
عشق تیپ و قیافه فَشِن است
نه دلش می کشد به مایه ی شور
نه سه گاه و نه دشتی و ماهور
نه دهل می شناسد و گیتار
نه کمانچه نه دایره نه سه تار
نه تب عشق و جام مِی دارد
نه هوای دِلِی دِلِی دارد
نه که فهمیده معنی رپ چیست
رپ به معنای واقعی این نیست
هیچ چیز از هنر نمی داند
کارهای سخیف می خواند:
«مانتو ی تنگ و دامن کوتاه
تاپ سِک...»لااله الا الله!
وضع و حالش اگرچه ناجور است
شده دلخوش به این که مشهور است
شده معروف بین نسل جوان
صاحب نام و شهرت و عنوان
عشق نسرین و نرگس و رعناست
پس از او انتقاد بی معناست
گرچه از هر لحاظ تعطیل است
مایه افتخار فامیل است!
نسیم عرب امیری
پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت
یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را
بر التهاب سرد قرونم کشید و رفت
من در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشت
خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت
تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت
شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق
مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت
تا از حصار حسرت رفتن گذر کنم
رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفت
دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم
از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت
افشین یداللهی
سلام دوستان همراه گرانمایه.
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساسِ یکی از دیرین دوستانم، پستی دیدم که برایم دلنشین بود جذاب. او در جایی از این پست، نگارده بود:" داشتن وبلاگ، خوبی هایی دارد و بدی هایی". البته در مورد خوبی هایش چیزی نگفته بود و دلیل عمده بدی آن را سختیِ به روز نگه داشتن آن عنوان کرده بود. راست میگوید بنده خدا.
این پست جایی است که دلنوشته های شما را درآن قرار است نوشته شود و من قول میدهم، آنچه که در نظرات می نویسید به شرط آن که مشکلی نداشته باشد پایین همین پست و در ادامه قرار بدهم.
و نیز سوال های خودتان را هم میتوانید مطرح کنید که پاسخی درخور از من و دیگران داشته باشید.
پس ....
هرچه میخواهد دل تنگت بگو....
عید ولایت آن امامیکه پیمبر، پی فرموده داور، به غدیر خمش اندر نظر خلق سراسر، بستوده ز سما روح الامین، سوی زمین، آمده از رب ودود، آیه اکملت لکم دینکم آورد فرود و به ولایت شه امی به جلال و حسب و شان یدالله بیافزود، بر یکان یکان دوستداران علی بن ابی طالب مبارک و خجسته باد.
کلاس های کارگاه مبانی الکترونیک این هفته برگزار نمی گردد.
هی فکر میکنم به تو و خیره میشود
چشمم به چند نقطهی ثابت تمام روز
زردند گونههای من و خاک میخورد
آیینه روی میز توالت تمام روز
در این اتاق، بعدِ تو تکرار میشود
یک سینمای مبهم و صامت تمام روز
گهگاه میزند به سرم درد دل کنم
با یک نوار خالیِ کاست تمام روز
«من» بی «تو» مردهای متحرّک تمام شب...
«من» بی «تو» سرد و خسته و ساکت تمام روز...
هر لحظه ممکن است که با برق یک نگاه
بر دوش تو نهاده شود باری از گناه
گفتم: گناه کردم اگر عاشقت شدم
گفتی تو هم چه ذهنیتی داری از گناه!
سخت است اینکه دل بکنم از تو، از خودم
از این نفس کشیدن اجباری، از گناه
بالا گرفتهام سرِ خود را اگرچه عشق
یک عمر ریخت بر سرم آواری از گناه
دارند پیلههای دلم درد میکشند
باید دوباره زاده شوم عاری از گناه
لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!
سر همچنان به سجده فرو برده ام ولی
در عشق سالهاست که فتوا عوض شده ست
خو کُن به قایقت که به ساحل نمی رسیم
خو کُن که جای ساحل و دریا عوض شده ست
آن باوفا کبوتر جلدی که پَر کشید
اکنون به خانه آمده، اما عوض شده ست
حق داشتی مرا نشناسی، به هر طریق
من همچنان همانم و دنیا عوض شده ست
آیینه خیره شد به من و من به آینه
آن قدر خیره شد که تبسم شروع شد
خورشید ذره بین به تماشای من گرفت
آنگاه آتش از دل هیزم شروع شد
وقتی نسیم آه من از شیشه ها گذشت
بی تابی مزارع گندم شروع شد
موج عذاب یا شب گرداب؟! هیچ یک
دریا دلش گرفت و تلاطم شروع شد
از فال دست خود چه بگویم که ماجرا
از ربنای رکعت دوم شروع شد
در سجده توبه کردم و پایان گرفت کار
تا گفتم السلام علیکم ... شروع شد
تونه دارم بسمه دار و ندارم میشه شی؟
تا هسم قدرمو بن وختی که مردم ها برار!
هشتن گل و سر سنگ مزارم میشه شی؟
گريه كردم گريه هم اينبار آرامم نكرد
هرچه كردم... هرچه... آه! انگار آرامم نكرد
روستا از چشم من افتاد، ديگر مثل قبل
گرمي آغوش شاليزار آرامم نكرد
بي تو خشكيدند پاهايم كسي راهم نبرد
درد دل با سايه و ديوار آرامم نكرد
خواستم ديگر فراموشت كنم، اما نشد
خواستم، اما نشد، اين كار آرامم نكرد
سوختم آنگونه در تب، آه! از مادر بپرس
دستمال تب بر نمدار آرامم نكرد
ذوق شعرم را كجا بردي كه بعد از رفتنت
عشق و شعر و دفتر و خودكار آرامم نكرد