X
تبلیغات
سید مجتبی میرمعینی آرتیمانی

سید مجتبی میرمعینی آرتیمانی

جمعه پنجم شهریور 1389
دسته بندی :

دانشجویان عزیز !

شما می توانید اطلاعیه های مربوط به کلاس ها ،نمرات ، اعتراضات و ... را در قسمت "اطلاعیه دانشجویان" مشاهده نمایید

 

شما میتوانید با ایمیل های زیر با من تماس بگیرید.

s.m.mirmoeini@gmail.com


ساعت ارسال 1:18 AM نویسنده: آرتیمانی
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392
دسته بندی :
سوالات  از لحاظ سختی در سطح متوسطی قرار دارند و از فصول ۱تا ۵ و فصل ۵ طرح شده اند که عبارتند از:

۱- سوالات تشریحی 

۲- اشکال گیری از قطعه کد

۳- برنامه نویسی

سوالات برنامه نویسی با اطلاعات قبلی و مطالبی که سر کلاس آموزش داده شد قابل حل است.

طبیعتا فقط سوالات تشریحی عینا از جزوه است.


ساعت ارسال 1:19 PM نویسنده: آرتیمانی
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392
دسته بندی :

این نوشته از وبلاگ خانمی به نام الهام برداشت شده است، (خیلی جالب و از یک خانم بعید  به نظر می رسد!)

یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه...نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند...

یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند...

ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!

مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.

بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مردها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.

 


ساعت ارسال 3:16 PM نویسنده: آرتیمانی
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392
دسته بندی : اطلاعیه دانشجویان
تمرین ها را از اینجا دانلود کنید.
ساعت ارسال 12:41 PM نویسنده: آرتیمانی
یکشنبه یکم اردیبهشت 1392
دسته بندی : اطلاعیه دانشجویان
شما می توانید جزوه برنامه نویسی به زبان سی پلاس پلاس را از اینجا دانلود کنید.
ساعت ارسال 9:54 AM نویسنده: آرتیمانی
شنبه سی و یکم فروردین 1392
دسته بندی : ادبیات

بيستون هيچ، دماوند اگر سد بشود

چشم تو قسمت من بوده و بايد بشود

زده ام زير غزل؛ حال و هوايم ابريست

هيچ کس مانع اين بغض نبايد بشود

بی گلايل به در خانه تان آمده ام

نکند در نظر اهل محل بد بشود؟

تف به اين مرگ که پيشانی ما را خط زد

ناگهان آمده تا اسم تو ابجد بشود

ناگهان آمد و زد، آمد و کشت ،آمد و برد

- او فقط آمده بود از دل ما رد بشود-

تيشه برداشته ام ريشه خود را بزنم

شايد افسانه ی من نيز زبانزد بشود

باز هم تيغ و رگ و... مرگ برم داشته است

خون من ضامن ديدار تو شايد بشود...


ساعت ارسال 2:50 PM نویسنده: آرتیمانی
شنبه سی و یکم فروردین 1392
دسته بندی : فاضل نظری
همین عقلی که با سنگ حقیقت خانه می سازد
زمانی از حقیقت های ما افسانه می سازد

سر مغرور من ! با میل دل باید کنار آمد
که عاقل آن کسی باشد که با دیوانه می سازد

مرنج از بیش و کم چشم از شراب این و آن بردار
که این ساقی به قدر « تشنگی » پیمانه می سازد

مپرس از من چرا در پیله ی مهر تو محبوسم
که عشق از پیله های مرده هم پروانه می سازد

به من گفت ای بیابان گرد غربت ! کیستی ؟ گفتم :
پرستویی که هر جا می نشیند لانه می سازد

مگو شرط دوام دوستی دوری ست ، باور کن
همین یک اشتباه از آشنا بیگانه می سازد
ساعت ارسال 2:23 PM نویسنده: آرتیمانی
شنبه سی و یکم فروردین 1392
دسته بندی : جزوه الگوریتم و فلوچارت
شما می توانید کتاب ۲۲۷ صفحه ای  الگوریتم ها و فلوجارت را از اینجا دانلود کنید.
ساعت ارسال 11:40 AM نویسنده: آرتیمانی
شنبه بیست و چهارم فروردین 1392
دسته بندی : سی شارپ
شما می توانید جزوه برنامه نویسی به زبان سی شارپ را از اینجا دانلود  کنید.
ساعت ارسال 4:4 PM نویسنده: آرتیمانی
یکشنبه بیستم اسفند 1391
دسته بندی : اطلاعیه دانشجویان
با تبریک پیشاپیش نوروز 92،

کلیه کلاس های پنج شنبه و جمعه، بیست و جهار و بیست و پنج اسفند برگزار نخواهد شد.


ساعت ارسال 8:27 AM نویسنده: آرتیمانی
سه شنبه یکم اسفند 1391
دسته بندی : علمی

سیستم امنیتی آفیس 2013 نسبت به فایل‌هایی که از اینترنت دریافت می‌کنید و قصد اجرای آن‌ها را دارید بسیار حساس است. این موضوع به این دلیل است که فایل‌ها در یک کامپیوتر دیگر ساخته و ویرایش شده‌اند. از این رو در صورتی که اقدام به اجرای فایلی که برای‌تان ایمیل شده است کنید، احتمال اینکه با پیغام خطایی مبنی بر مسدود شدن این فایل توسط آفیس 2013 روبرو شوید زیاد است. در این ترفند قصد داریم به نحوه‌ی باز کردن فایل‌های مسدودشده در آفیس 2013 بپردازیم.

برای این کار:
کافی است ابتدا بر روی فایل مورد نظر خود راست کلیک کرده و Properties را انتخاب کنید.
سپس در تب General بر روی دکمه‌ی Unblock کلیک کنید.
در نهایت بر روی OK کلیک کنید.
اکنون در صورتی که فایل مذبور را اجرا کنید خواهید دید که دیگر پیغام خطایی مشاهده نشده و فایل توسط نرم‌افزار مورد نظر در مجموعه‌ی آفیس باز خواهد شد.
اما در صورتی که قصد دارید چندین فایل موجود در یک پوشه یا حتی یک درایو را به طور کلی از حالت مسدود شده خارج کنید (یا به عبارت دیگر یک مسیر امن ایجاد کنید):
ابتدا نرم‌افزار مورد نظر خود از مجموعه‌ی آفیس را اجرا نمایید (به عنوان مثال Word 2013).
اکنون بر روی منوی File کلیک نمایید.
سپس بر روی Options کلیک کنید.
در پنجره‌ی باز شده از قسمت سمت چپ، بر روی Trust Center کلیک کنید.
سپس بر روی دکمه‌ی Trust Center Settings کلیک نمایید.
حال در پنجره‌ی جدید، از قسمت سمت چپ بر روی Trusted Locations کلیک کنید.
مسیرهای مشخص شده، مسیرهایی هستند که فایل‌های موجود در آن امکان مسدود شدن را ندارند.
برای اضافه کردن یک مسیر جدید بر روی دکمه‌ی Add new location کلیک کنید.
در قسمت Path مسیر مورد نظر خود (شامل یک پوشه یا یک درایو) را درج نمایید (برای این کار می‌توانید از دکمه‌ی Browse نیز استفاده کنید).
در نهایت پنجره‌های باز را OK کنید.


ساعت ارسال 9:6 AM نویسنده: آرتیمانی
دوشنبه سی ام بهمن 1391
دسته بندی : ادبیات

 داستان - قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد . پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست یا به تازگی به شما ارث رسیده است . زن در پاسخ گفت خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی است ، پس انداز کرده ام . پیرزن ادامه داد و از آنجائی که این کار برای من به عادت بدل شده است ، مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم دارید !

مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد ۲۰ هزار دلار و اگر موافق هستید ، من فردا ساعت ۱۰ صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت ۱۰ صبح برنامه ای برایش نگذارد .

روز بعد درست سر ساعت ۱۰ صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت . پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست کرد که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به درآورد . مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود ، با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد .

وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید ، با تعجب از پیر زن علت را جویا شد . پیرزن پاسخ داد من با این مرد سر ۱۰۰ هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون کند !


ساعت ارسال 4:5 PM نویسنده: آرتیمانی
دوشنبه سی ام بهمن 1391
دسته بندی : ادبیات

در فولكلور آلمان ، قصه ای هست كه این چنین بیان می شود :
مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده . شك كرد كه همسایه اش آن را دزدیده باشد ، برای همین ، تمام روز اور ا زیر نظر گرفت.
متوجه شد كه همسایه اش در دزدی مهارت دارد ، مثل یك دزد راه می رود ، مثل دزدی كه می خواهد چیزی را پنهان كند ، پچ پچ می كند ،آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصمیم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض كند ، نزد قاضی برود و شكایت كند.
اما همین كه وارد خانه شد ، تبرش را پیدا كرد . زنش آن را جابه جا كرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت كه او مثل یك آدم شریف راه می رود ، حرف می زند ، و رفتار می كند!
پائلو کوئیلو
همیشه این نکته را به یاد داشته باشید که ما انسانها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم!


ساعت ارسال 4:4 PM نویسنده: آرتیمانی
دوشنبه سی ام بهمن 1391
دسته بندی : ادبیات

روزی دو شکارچی برای شکار به جنگلی می روند . در حین شکار ناگهان خرس گرسنه ای را می بینند که قصد حمله به آنها را دارد.
با دیدن این خرس گرسنه هر دوی آنها پا به فرار می گذارند در حین فرار ناگهان یکی از آنها می ایستد و وسایل خود را دور می اندازد و کفشهایش را نیز از پا در می آورد ...
و دور می اندازد دوستش با تعجب از او می پرسد: فکر می کنی با این کار از خرس گرسنه سریع تر خواهی دوید؟
او می گوید : از خرس سریع تر نخواهم دوید ولی از تو سریع تر خواهم دوید در این صورت خرس اول به تو می‌رسد و تو را می خورد و من می توانم فرار کنم!


ساعت ارسال 4:2 PM نویسنده: آرتیمانی
دوشنبه سی ام بهمن 1391
دسته بندی : ادبیات

روزی ابوریحان درس به شاگردان می گفت که خونریز و قاتلی پای به محل درس و بحث نهاد. شاگردان با خشم به او می نگریستند و در دل هزار دشنام به او می دادند که چرا مزاحم آموختن آنها شده است . آن مرد رسوا روی به حکیم نموده چند سئوال ساده نمود و رفت...

ادامه مطلب را دنبال کنید..


ادامه مطلب
ساعت ارسال 4:1 PM نویسنده: آرتیمانی
دوشنبه سی ام بهمن 1391
دسته بندی : علمی

در صورتی که اهل دیدن فیلم و سریال باشید حتماً با زیرنویس‌هایی که به صورت یک فایل جداگانه در کنار فایل ویدیویی قرار می‌گیرند آشنایی دارید. این فایل‌ها، در اصل یک فایل متنی (عموماً با فرمت SRT) هستند که شامل متن زیرنویس‌ها و زمان‌بندی‌ نمایش آن‌ها هستند....

ادامه مطلب را دنبال کنید.


ادامه مطلب
ساعت ارسال 3:56 PM نویسنده: آرتیمانی
سه شنبه هفدهم بهمن 1391
دسته بندی : اطلاعیه دانشجویان
نمرات به دانشگاه  اعلام گردید.


ساعت ارسال 4:26 PM نویسنده: آرتیمانی
سه شنبه هفدهم بهمن 1391
دسته بندی : اطلاعیه دانشجویان
نمرات با ارفاق تصحیح شده اند.

حداقل ۵ نمره به نمرات اضافه شده است.

نمرات نهایی است.


ساعت ارسال 12:58 PM نویسنده: آرتیمانی
یکشنبه هشتم بهمن 1391
دسته بندی : اطلاعیه دانشجویان
نمرات نهایی است پس اعتراض نفرمایید.

 

 


ساعت ارسال 1:42 PM نویسنده: آرتیمانی
یکشنبه هشتم بهمن 1391
دسته بندی : اطلاعیه دانشجویان
 

نمرات با ارفاق بیشتر برای تمام دانشجویان مجددا اعلام گردیده است. پس نمرات به هیچ عنوان تغییر نخواهد کرد.

نمرات خود را دوباره شمارش کنید و در صورت تفاوت بیش از ۲۵/ اطلاع دهید.

 


ساعت ارسال 11:13 AM نویسنده: آرتیمانی
شنبه هفتم بهمن 1391
دسته بندی : اطلاعیه دانشجویان
نمرات نهایی در پست جدید قرار داده شد.


ساعت ارسال 11:24 AM نویسنده: آرتیمانی
شنبه هفتم بهمن 1391
دسته بندی : اطلاعیه دانشجویان

نمرات نهایی در پست جدید اعلام شده است

1-برگه ها با ارفاق تصحیح شده است.

2-کسانی که مایلند برگه میانترمشان تصحیح گردد در قسمت نظر دهید اعلام کنند. در غیر اینصورت نمره خود را از100 در 19/ 0 ضرب کرده با نمره حضور و غیاب جمع کنید.

3-کسانی که مایلند برگه میانترمشان تصحیح گردد نمره خود را از 100 در 15/ 0 ضرب کرده با نمره حضور و غیاب جمع کنید. و منتظر نمره میانترم بمانند.

4-به دانشجویان کارشناسی به علت سخت تر بودن امتحان نسبت به کاردانی ارفاق بیشتری خواهد شد.


ساعت ارسال 9:23 AM نویسنده: آرتیمانی
سه شنبه سوم بهمن 1391
دسته بندی :
دانشجویانی که هنوز پروژه تحویل نداده اند یا می خواهند از نمره پروژه مطلع شوند می توانند روز چهارشنبه ۴/۱۱/۹۱ به دانشگاه مراجعه کنند.
ساعت ارسال 9:20 AM نویسنده: آرتیمانی
سه شنبه دوازدهم دی 1391
دسته بندی :

- تغییر مبنا ها به یکدیگر – جمع دودویی  - مشخص کردن فلاگ ها پس از جمع -  مکمل کردن و ...

- تعاریف و انواع  - نوع تعریف مولفه ها در اسمبلی

- خروجی برنامه ای که در متن سوال موجود است.

- برنامه نویسی

 

چند سوال نمونه از برنامه نویسی که می توان بدین صورت مطرح کرد که این برنامه ها را با تابع بنویسید.

 

.الف برنامه ای بنویسید که تعداد روزهای گذشته از ابتدای سال را دریافت کرده و مشخص کند که آن روز چند شنبه است ( فرض کنید که روز اول سال جمعه باشد).
برنامه ای بنویسید که اعداد A و B را گرفته و A رابه توان B برساند.
برنامه ای بنویسید که یک عدد را گرفته و مقلوب انرا تولید کند.
برنامه ای بنویسید که سری فیبوناچی را تا 10 جمله تولید و چاپ کند.

برنامه ای بنویسید که مجموع ارقام یک عدد را محاسبه نماید.


ساعت ارسال 12:57 PM نویسنده: آرتیمانی
دوشنبه چهارم دی 1391
دسته بندی :
این قلب شکست خورده را راضی کن

احساس غزل مرده ی دل ، ماضی کن

در لحظه ی پر تگرگ سرما شش دی

بگذار سرت، کلاه را قاضی کن


ساعت ارسال 3:13 PM نویسنده: آرتیمانی
یکشنبه بیست و ششم آذر 1391
دسته بندی : ادبیات

خدا می خواست در چشمان من زیبا ترین باشی
شرابی در نگاهت ریخت تا گیرا ترین باشی

نمی گنجید روح سرکشت در تنگنای تن
دلت را وسعتی بخشید تا دریا ترین باشی

تو را شاعر، تو را عاشق پدید آورد و قسمت بود
که در شمسی ترین منظومه مولانا ترین باشی

مقدر بود خاکستر شود زهد دروغینم
تو را آموخت همچون شعله بی پروا ترین باشی

خدا تنهای تنها بود و در تنهایی پاکش
تو را تنها پدید آورد تا تنها ترین باشی

خدا وقتی تو را می آفرید از جنس لیلاها
گمان هرگز نمی بردم که واویلا ترین باشی!! 


ساعت ارسال 9:47 AM نویسنده: آرتیمانی
شنبه بیست و پنجم آذر 1391
دسته بندی : اطلاعیه دانشجویان
امتحان میانترم زبان ماشین و اسمبلی دانشگاه آزاد صفادشت روز پنج شنبه تاریخ 91/9/30 برگزار میگردد.

امتحان میانترم یک هفته به تعویق افتاد.


ساعت ارسال 9:37 AM نویسنده: آرتیمانی
چهارشنبه هشتم آذر 1391
دسته بندی : قیصر امین پور
راستی آیا
کودکان کربلا
تکلیفشان تنها
دائماً تکرار مشق ِ آب ! آب !
مشق ِ بابا آب بود ؟‌

قیصر امین پور


ساعت ارسال 3:2 PM نویسنده: آرتیمانی
چهارشنبه هشتم آذر 1391
دسته بندی : قیصر امین پور
این روزها که می گذرد هر روز
احساس می کنم که کسی در باد
فریاد می زند
احساس می کنم که مرا
از عمق جاده های مه آلود
یک آشنای دور صدا می زند
آهنگ آشنای صدای او
مثل عبور نور
مثل عبور نوروز
مثل صدای آمدن روز است
آن روز ناگزیر که می آید
روزی که آسمان
در حسرت ستاره نباشد
روزی که آرزوی چنین روزی
محتاج استعاره نباشد
ای روز آفتابی
ای مثل چشم های خدا آبی
ای روزِ آمدن
ای مثل روز، آمدنت روشن
این روزها که می گذرد هر روز
در انتظار آمدنت هستم
اما با من بگو
که آیا من نیز
در روزگار آمدنت هستم؟

قیصر امین پور


ساعت ارسال 3:2 PM نویسنده: آرتیمانی
چهارشنبه هشتم آذر 1391
دسته بندی : قیصر امین پور
وقتی یک تفاوت ساده در حرف
کفتار را به کفتر تبدیل می کند
باید به بی تفاوتی واژه ها
و واژه های بی طرفی مثل نان دل بست
نان را
از هر طرف که بخوانی
نان است

قیصر امین پور


ساعت ارسال 3:1 PM نویسنده: آرتیمانی